تقدیم به مظهر وفا، علمدارکربلا

تشنه بودن لب دجله زوفاداری توست
دلبری بادل وجان مکتب دلداری توست

دادن دست وسرودیده به دربارکرم
ازسرشوق دل ورسم فداکاری توست

مشک آب بسته به دندان وبه سوی خیمه
لحظه ی عاشقی ومستی وسرداری توست

ناله ی تشنه لبان درعطش آب فرات
صحبت ازخیمه ی بی آب وسریاری توست

دشمن ازهرطرفی آمده با نیزه وتیر
قصداین دشمن غداردل آزاری توست

دست جداگشته زتن مشک وعلم افتاده
دست بردارکه هنگام علمداری توست

ای سپهدارحریم حرم و میر علم
عشق اینجاهنوزهم به هواداری توست

گشته هنگامه به پا درحرم فضل توماه
سینه درآتش اندوه وعزاداری توست

 قدیرابوالمعصومی (فانی)
@fani43