برات زلف مشکینت به نام دیگری آید
هلاکم می کنداشک نهان دیده ی تارم
اگرآهوی چشمانت به دام دیگری آید
به اشک دیدگان شویم غبارکوچه ی هجران
مگرازسوی جانان خوش پیام دیگری آید
توباشی ره گشای من دراین آیین کفرانگیز
نخواهم اندراین آیین امام دیگری آید
زافطارنگاه تومراجانی دگرباشد
اگراز ماه نیکویت صیام دیگری آید
گرم ساقی توباشی جام ماراازشراب خون
غلام جرعه ی می رامقام دیگری آید
دوام عمرمن ازکف ربودی ساغرم بشکست
در میخانه بگشا تا دوام دیگری آید
کبوتربودم وراندی مراز بام اقبالت
که عمرم بی توشایدسر به بام دیگری آید
قدیرابوالمعصومی #فانی
@fani43
قدیرابوالمعصومی #فانی