باغشالی خاطرات زندگیست
دربزنجان چون شدی ای جان من
برچنارباغشالی بوسه زن
یادکن ازکوچه های تنگ آن
ازتمام مردم دلتنگ آن
پس بگواین داستان بردوستان
تابگرددبعدازاین وردزبان
باغشالی بودوچندخانه ولی
خانه های آن همه خشت وگلی
مردمانش مهربان وساده دل
کوچه هایش چینه ای ازجنس گل
برسردیوارهای آن پشیر
باغهایش سبزوزیباچون حریر
باقناتی ودرختانی کهن
هم چناری سربلندوبرگ پهن
ازتنورخانه هایش بوی نان
رنگ دودوآتش وگرمای آن
حال ما می بردومیزدضعفمان
آن تنورگرم وهم آن بوی نان
روزوشب اندرمیان کوچه ها
کودکانه هم صدابا بچه ها
ازپی هم شادومست و بی قرار
دست دردست، پای درپای چنار
ازقنات آبی به صورت می زدیم
توی آب افتاده شادان می شدیم
درمیان باغ گلهاجایمان
برسردیوارهادیدارمان
جودرودوسایه های دلخوشش
آب رودوچشمه ی پرجوششش
ملک دسکین سبزه زاری دل نشین
خوشه زاری وهزاران خوشه چین
زیربیدوبرلب آب قنات
مردمانی چنددرقیدحیات
باگذشت روزگارمردن همه
برکت ازاین آب وخاک بردن همه
یادشان درخاطرماماندگار
نامشان درقصه های روزگار
باغشالی هست هنوزهم باوقار
زیرچترسایه ساران چنار
باغشالی تاابدبادسربلند
چون که هستش گنجه ی اندرزوپند
باغشالی یاکه باغ شاهعلی
جمله عشق است وصفاوهمدلی
باغشالی بردل وجان افسراست
جایگاه دلربای دلبراست
باغشالی صاحب قرب ووقار
صاحب زیباترین شعرچنار
باغشالی خاطرات زندگیست
خاطرات شادی ودل بردگیست
قدیر ابوالمعصومی(فانی) 🍀
@fani43