ببین دنیای فانی را عجب زیر و بمی دارد
چنان دریا که هرموجش حکایت از غمی دارد

من وچشم سیاه تو که پروین دلم آنجاست
من وآن طره ی مویت که دردامم همی دارد

گهی ازچشم مهتابت شممیم عشق می ریزی
به جام لاله ی سرخی که بر رخ شبنمی دارد

گهی با تیر مژگانت دل مستانه ی مارا
به خون آلوده می سازی که راز مبهمی دارد

وصالت مرهم زخم است ودل راازجمالت نور
فراقت آتش عشق است وجان را خرّمی دارد

به پیش چشم نامحرم زداغ حسرت رویت
لبم می خندد و دل در گریبان ماتمی دارد

گدای چشم شهلایت منم ای نازنین دلبر
رواق چشم توباشد،گدایی عالمی دارد

شدم فانی سرکویت خداداندکه می دانم
سرعهدی درافتادم که حکم محکمی دارد

#قدیرـابوالمعصومی #فانی
@fani43